جشن آبانگان
به نام خداوند جان و خرد
آبادانی و فراخ روزی و تندرستی، ملت ایران را باد که این برایش نوشته میشود.
روز آبان از ماه آبان دهمین روز از آبان ماه باستانی/ 4 آبان خورشیدی
از دیرباز نزد ایرانیان چهار آخشیج(عنصر) «آب،آتش،باد،خاک» ارزشمند بوده و ایرانیان به آن احترام فراوان میگذاشتند و برای هر کدام ستایش نامه های جداگانه داشتند.همین باور سپندیه و خردگرایانه ی ایرانی شوه ی آن بوده است که پیوسته به طبیعت احترام گذاشته و در نگهداری و پاکیزگی آن بکوشند.
نمونه ایی از این ستایش ها :
"به سرچشمه آب درود میفرستیم، به کوههايی که از بالای آنها آب جاری میشود درود میفرستیم، بر گذرگاههای آب درود میفرستیم، به دریا و دریاچهها و استخرها درود میفرستیم ... اوستا - یسنای 8 ، بند 1و2
آبان به معنای آب و هنگام آب است و یکی از عناصر پاک کننده نزد زرتشتیان میباشد. درباره پیدایش جشن آبانگان آمده است که در پی جنگ های دراز بین ایران و توران ، «افراسیاب تورانی» دستور داد تا نهر ها و کاریز ها ویران کنند. پس از پایان جنگ پسر «تهماسب» که «زو» نام داشت دستور داد تا کاریز ها و نهر های ایران را لایروبی کنند و پس از لایروبی آب در کاریز ها روان گردید. ایرانیان به فرخندگی آمدن آب جشن بر پای داشتند.
در روایتی دیگر گفته آمده: پس از هشت سال خشکسالی در ماه آبان باران آغاز به باریدن نمود و از آن زمان جشن آبانگان پدید آمد.
شِوه ی(سبب) پیدایش آن چه بوده به یقین پیدا نیست.اما ایرانیان تا پیش از روی آوردن به اسلام پیوسته این جشن های زیبا را در کشور اهورایی خود برپا داشته و به شادی و نیایش میپرداختند.ولی پس از تازش اعراب با این جشنها مخالفت شده و رفته رفته به دست فراموشی سپرده شد،مگر میان آنها که به کیش نیاکانی مانده بودند. یعنی زرتشتیان.
اگر اندیشه کنیم میابیم که برخی تعصبهای ایران ستیزانه پیوسته در پی نابودی سنت و هویت ملی ما بوده اند و هم اکنون نیز هستند.
ایرانیان که زردشتی بودند این جشن های ملی را با آداب دینی خود آمیخته بودند،مانند اوستا خواندن و به آتشکده رفتن.در هر هازمانی(جامعه) اینچنین است.ایرانیانی که زردشتی مانده بودند این آیین ها را از گذرگاه تاریخ حمل کرده و امروز به ما رساندند و این همه ی ایرانیان فارق از هر کیش و مذهب هستند که اکنون باید به نگهداری از این آیین ها بپردازند. و نه گروهی ویژه.
امروز ایرانی باید بیاندیشد و دریابد که ایرانی است و به بازسازی چیستی و کیستی(هویت) فراموش شده ی خود بپردازد.
زرتشتیان در این روز همانند سایر جشن ها به آتشکده ها میروند. و با خواندن «اوستای آبزور» یا «اردویسور نیایش» که بخشی از اوستا است و توسط موبد خوانده میشود به ستایش اورمزد پرداخته و درخواست فراوانی آب و نگهداری آن را می نمایند و پس از آن به کنار جوی ها و نهر ها رفته و به شا دی میپردازند.بایسته است از آناهیتا سخنی به میان آید.آناهید یا آناهیتا ایزدبانوی ویژه ی آبها از خدایان آریایی نگاهبان آب بود که پیش از زردشت پرستش میشد؛آناهید گفتاری ویژه را میخواهد که از آن در میگذریم.
با دست های برافراشته با هم بخش کوتاهی از این نیایش نامه ی کهن ایرانی(اردویسور نیایش) را میخوانیم:
به خشنودی اهورامزدا
درود و ستايش و توانايى و زور و آفرين باد به اهورامزداى فروغ مندِ با شكوه ؛ به آبهاى خوبِ مزدا داده، به آب اردويسور آناهيتاى پاك(منظور آب رود آمودریا یا جیحون است که پر آب ترین رودخانه سرزمین ایران بوده ولی اکنون در آن سوی مرزهای جعلی شوروی بسر میبرد)، به همه آب هاى مزدا داده، به همه گياهان مزدا داده، به همه ستودگان مادى و مينوى و به روان هاى پاكان و راستان كه پيروز و پرتوان هستند...
مىستايم آب اردويسور آناهيتا(آب رودخانه ی جیحون) را كه در همه جا گسترده است و تندرستى بخش است و بدانديشان را دشمن است و اهورايى كيش است و درخور ستايش و نيايش در جهان مادى.
آن پاكى كه جان افزاست،آن پاكى كه فزاينده گله و رمه است، پاكى كه گيتى افزاست، پاكى كه خواسته افزاست. پاکی که کشور افزاست.
شیفتگی بی نظیر ایرانیان در پاسداری و مهر به کشور براستی نمایان است:
یک نهر از این آب من در همه هفت کشور زمین روان میگردد و این آب من چه در زمستان و چه در تابستان روان است.
بشود فروهرهای نیکان و پاکان که هستند و یا نیکان و پاکان که زاده شده یا زاده میشوند بیاری ما آمده آبها را از نزدیک ترین نهرها روان سازند.
آب ما، از آن بدانديش نيست، از آنِ بدگو نيست، از آنِ بدكردار نيست، از آنِ بد دين نيست، از آنِ كسى كه دوست را بيازارد نيست، از آنِ كسى كه همراهان را بيازارد نيست، از آنِ كسى كه كاركن را بيازارد نيست، از آنِ كسى كه خويشان را بيازارد نيست.
این آب نیک که بهترین آفریده ی مزداست یاور کسی نیست که به جهان تباه نشدنی تباهی آورد . این آب نیک و بهترین آفریده ی مزدا یاور کسی نیست که به تن آفریدگان بی آزار آسیب برساند .
به آنها که دزدند،آنها که راهزندد ، آنها که آدمکشند ، آنها که آزار دهنده مردمان پاکند ، آنها که جادوگرند ، آنها که رشگینند ، آنها که تنگ چشمند ، آنها که دو رو و ناپاکند ، آنها که ستمکارند . رنج کوبنده از آن آنها باد که اندیشه و روش خود را برای آزار دیگران بکار میبرند و آنهایی که در جهان در پی آزار دیگران هستند....
ای آبها در بستر خود روان باشید..
(خرده اوستا-آبزور-رویه ی:140-141-142)
ایدون باد
نوشته آمد بدست: رند پارسی
سه شنبه۵ آبان 2568 هخامنشی - خور روز و آبان ماه 3747 زرتشتی
پاینده ایران
|
+|نوشته شده در یکشنبه 10 آبان1388 ساعت 8:40 بعد از ظهر بدست رند پارسی.سورنا
|
جشن تیرگان
به نام خداوند جان و خرد
جشن تیرگان،یاد آور حماسه ی آرش و آرزویی برای باران:
13 تیرماه باستانی برابر 10 تیر ماه کنونی
منم آرش؛
چنین آغاز کرد آن مرد با دشمن!
منم آرش، سپاهی مرد آزاده،
به تنها تیرِترکش آزمونِ تلختان را
اینک آماده
مجوییدم نسب،
فرزند رنج و کار،
گریزان چون شهاب از شب،
چو صبح آماده دیدار.
مبارک باد آن جامه که اندر رزم پوشَندَش
گوارا باد آن باده که اندر فتح نوشَندَش
شما را باده و جامه
گوارا و مبارک باد
دلم را در میان دست می گیرم
و می افشارمش در چنگ،
دل، این جام پر از کین و پر از خون را،
دل، این بی تاب خشم آهنگ . . .
که تا نوشم به نام فتح تان در بزم،
که تا کوبم به جام قلب تان در رزم،
که جام کینه از سنگ است.
به بزم و رزم ما،سبو و سنگ را چنگ است...که جام کینه از سنگ است.....
آرش،آن بهترین تیرانداز ایرانی،کمان خود را برداشت و بر فراز کوه دماوند رفت تا مرزهای ایران ویچ را بگستراند و پاسخ افراسیاب را بدهد.تیر را رها کرد.تیری که بردمید بر او آفریدگار،اهورامزدا.

نیاکان ما هر ماه را به سی روز بخش میکردند و برای هر کدام از این روزها نامی گذاشته بودند که هم اکنون هم میهنان زرتشتی از این گاهشماری پیروی میکنند.و هر زمان نام روز و ماه یکی میشد جشنی ترتیب میدادند.نام سیزدهمین روز هر ماه،تیر میباشد؛بنابراین تیر روز از تیرماه جشن تیرگان است.
یاد باد آن روزگـــاران،یاد باد
بانگ نوش شادخواران یاد باد
از من ایشانرا هــزاران یاد باد
کوشـش آن حق گزاران یاد باد
ای دریــغ،آن رازداران یاد باد
جشن تیرگان برابر است با بلند ترین روز سال خورشیدی.در آن هنگامه ایرانیان این را محاسبه کرده بودند.این جشن در تقویم کنونی کشور برابر با 10تیرماه میباشد زیرا همان طور که گفتیم در گذشته هر ماه 30 روز بوده ولی اکنون 6ماه اول سال 31 روز است.در واقع 13 تیر 3روز عقب می اُفتد.
تیر نام پر نور ترین ستاره ی آسمان نیز میباشد.
از نظر تاریخی این روز برابر است با روزی که آرش کمانگیر تیری را از دماوند پرتاب کرد تا مرز بین ایران و توران را نشان دهد،تا گستردگی دشتها و دریاهای ایران زمین را حفظ کند.این جانفشانی بر میگردد به زمان منوچهر شاه پیشدادی که سپاه ایران در برابر تورانیان شکست میخورد،منوچهر نوه ی ایرج و ایرج پسر فریدون شاه بود.ایرانیان در مازندران به محاصره ی افراسیاب در میآیند.افراسیاب برای مسخره کردن ایرانیان میگوید که مرز ایران را تیری آشکار کند.آنجا است که آرش یا به تعبیر اوستا «ارخشه» آن بهترین تیر انداز ایرانی، به البرز،بلند ترین کوه ایرانویج رفته تیر را در کمان مینهد و به سوی آمودریا رها میکند؛اما در برخی جاها مکان پرتاب تیر فرق میکند،برای نمونه آمده که اِرِخشه(آرش) تیر را از قلعه ای در آمل میاندازد و جان میسپارد.
از آن خوانند آرش را کـــمانگــير
که از آمل بمرو انداخت يک تــيـر
تــرا زيبـــد نه آرش را ســــواري
که سد فرسنگ بگذشتي ز سـاري
(از منظومه ویس و رامین)
تیر آن سوی رود جیحون یا آمودریا فرود میاید و بر درخت گردویی مینشیند که آنجا مرز بین ایران و توران میشود؛مرزهای ایران گسترده تر از گذشته میشود.
وی نماد جانفشانی در راه میهن است.

و اما این جشن به منظور دیگری هم برگزار میشده و آن طلب باران بوده است.شرایط آب و هوایی گرم و خشک و سالهای کم باران در فلات ایران دلیلی محکم برای پیدایش چنین باور هایی بوده است.
ولی چرا این جشن طلب باران در این زمان است؟و ارتباط آن با ستاره تیر چیست؟و چه رویداد کیهانی سبب پیدایش چنین باورهایی نزد مردمان باستان شده است؟
ستاره تیر یا(تشتر/شباهنگ/شعرای یمانی) ستاره ی باران آور دانسته شده و ستاره اَپوش(قلب العقرب) دیو خشکسالی و از بین برنده ی آبها. «تیر یشت» اوستا که یکی از کهن ترین نمایشنامه های بشری است،به نبردی بین تشتر و اپوش اشاره میکند که پیروزی گاه از آن تیر و گاه از آن اپوش است.
بد نیست کمی با این 2 ستاره آشنا بشویم:
ستاره تیر(تشتر) ستاره ای سپید فام و پر نور ترین ستاره سراسر آسمان است و در صورت فلکی سگ بزرگ(کلب اکبر) قرار دارد.امروزه نخستین طلوع بامدادی این ستاره در اوایل امرداد ماه است اما در چندین هزار سال پیش در آغاز تابستان بوده و نام ماه تیر از همین واقعه گرفته شده.
از طرف دیگرستاره اپوش(قلب العقرب) ستاره ای پر نور و سرخ فام در صورت فلکی کژدم(عقرب) قرار دارد.این ستاره در سراسر تابستان های گرم و خشک ایران زمین دیده میشود.در تابستان اپوش حاکم آسمان شبانه است و مردمان باستان حضور او در آسمان را با نبودن باران در پیوند میدانستند و به ویژه این که جانور صورت فلکی آن -کژدم- نیز با مناطق خشک و بیابانی ارتباط دارد.اما هر چه از تابستان میگذرد ستاره تیر بالا تر آمده و ستاره اپوش پایین تر میرود،یعنی هرچه به فصل باران نزدیک میشدیم ستاره تیر نمایان تر میشد.و این امر موجب سرایش تیر یشت و نبرد تیر و اپوش با هم نزد ایرانیان باستان شد.مردم به ستایش تیر میپرداختند تا سرانجام بر دیو خشکسالی پیروز شود.
در تیر یشت اوستا میخوانیم:
«میستاییم ستاره درخشان و شکوهمند تِشتَر را،او را چشم به راهند....کدامین هنگام تشتر درخشان و شکوهمند از برای ما برخواهد دمید؟»
اما این آیین زیبا و کهن به همان هزاره های دور ختم نشد.ایرانیان همواره جشن تیرگان را بجا میاوردند امروزه در بین هم وطنان زرتشتی و برخی شهر ها و روستا های کشور برگزار میشود.
بعضی خانواده های زرتشتی گردهم آمده و به مکان باز و باغ ها رفته و آب بازی میکنند که این مراسم همراه با شادمانیست چراکه زرتشتیان شادی را از بهترین داده های اهورامزدا میدانند.
امروزه در این روز پس از بجا آوردن جشن و نیایش اهورا مزدا افراد یک خانواده در خانه رییس خانواده(نمان) گرد آمده،بچه ها آب بازی میکنند و هم دیگر را خیس میکنند چراکه این جشن با آب در پیوند است. نامزد ها برای هم هدیه میبرند و نامزد بازی میکنند.بزرگان از درون کوزه یی نام هایی را که از پیش درآن ریخته شده به صورت اتفاقی درآورده،و شخص خوش صدایی فال حافظ میگیرد.در پایان با خوردن آجیل و میوه به خواندن سرود و پای کوبی و دست افشانی میپردازند.
این جشن ها و بزرگداشت ها پیامیست به تو ای ایرانی که خود را ایرانی میدانی ولی ایران را نمیشناسی،براستی که سرزمین اهوراییمان سزاوار ستایش است.امروزه ما با برگزاری اینگونه جشن ها میتوانیم هویت از دست رفته خود را باز یابیم.بار دگر بر روان بزرگان ایران ویچ(کلیه سرزمین های ایرانی) درود بفرستیم.
برگزاری این جشن ها درودیست بر همه ایرانیان،از کیومرس تا سوشیانس و فروغیست بیکران در ژرفنای پندار،گفتار و کردار سپنتایی ایرانیان باستان.بیایید تا با بزرگزاری آیین های کهن خود،چون نوروز و سده و یلدا و مهرگان و تیرگان و ...به بنیاد های هویت خویش بنگریم و به خود بیاییم.
بیایید تا بار دیگر گرد هم بنشینیم؛از ایران بگوییم،از ایران بگوییم...
خجسته جشن تیرگان فرخنده باد
یاری نامه:
-اَوِستا
-شاهنامه فردوسی
-دیدی نو از دینی کهن.دکتر فرهنگ مهر
-نوروزنامه،پنجاه گفتار در زمینه پژوهش های ایرانی.دکتر رضا مرادی
|
+|نوشته شده در دوشنبه 8 تیر1388 ساعت 5:25 بعد از ظهر بدست رند پارسی.سورنا
|
گاه انبار چهره میدیوشهم گاه(میان تابستان بزرگ)-روز خور تا روز دی بمهر تبر ماه باستانی(8تا12 تبر خورش
|
+|نوشته شده در دوشنبه 8 تیر1388 ساعت 1:51 بعد از ظهر بدست رند پارسی.سورنا
گاه انبار چهره میدیو زرم گاه(میان بهار)-روز خور تا روز دی بمهر(10تا 14 اردیبهشت)
برای آگاهی بیشتر به پست گاه انبار بروید
پاینده ایران
|
+|نوشته شده در دوشنبه 21 اردیبهشت1388 ساعت 7:16 بعد از ظهر بدست رند پارسی.سورنا
جشن اردیبهتشگان
سومین روز از اردیبهشت ماه باستانی برابر 2 اردیبهشت کنونی
ریشه واژه اردیبهشت از واژه اوستایی اشاوهیشتا ashavahishta میباشد.
معنی اردیبهشت راستی است،سومین یشت از اوستا به همین نام میباشد.فرشته ی اردیبهشت نماینده ی قانون ایزدی و نظام اخلاقی در جهان است.
در گاهشماری ایران روز سوم هر ماه و ماه دوم هر سال خورشیدی بنام اردیبهشت است.زرتشتیان اردیبهشت روز از اردیبهشت ماه را جشن میگیرند و آن را اردیبهشتگان مینامند.
این جشن ها مراسم نیایش همراه با شادی است که همواره همراه داد و دهش و نظری دادن و پخش خوراک میباشد،چون بر پایه اصول این کیش گرسنگی از ویژگی های اهریمن است.همه جشنهای دینی همراه با سرور و آواز است زیراکه اندوه نیز مانند گرسنگی میباشد.پایکوبی و بسیاری آداب لطیف و ظریف دیگر.
نیازردن چهار گوهر آب،باد،خاک،آتش یعنی آلوده نکردن محیط زیست و پاک نگه داشتن آن و همچنین پاک نگه داشتن تن و جامه،و پاکی روان از ویژگی های این جشن میباشد.
ایرانیان بر این باور بودند که این 4گوهر،عناصر اصلی سازنده جهان هستند.
خیام چه زیبا این 2 باور ایرانی یعنی شاد زیستن و چهار عنصر سازنده را در این رباعی به تصویر میکشد:
ترکیب طبایع چو بکام تو دمی است رو شـاد بزی اگرچه بر تو ســتمی است
با اهـل خـــرد باش که اصـــل تن تو گردی و شراری و نسیمی و نمی است
گرد و شرار و نسیم و نم...خاک و آتش و باد و آب...
در این جشن ایرانیان باستان جامه ی سپید بر تن میکردند که نشانه پاکی میباشد و در آتشکده ها اردیبهشت یَشت(پاره ای از اوستا) میخوانند و به نیایش اهورامزدا میپرداختند.امروزه زرتشتیان این آیین را بجا میاورند.
در باره ی آیین های در پیوند با جشن اردیبهشتگان در ایران باستان آگاهی چندانی در دست نیست.اما چون جشن های دیگر ،ابوریحان بیرونی به آن اشاره ای نموده است.
این روز جشن بهار بوده است که هم زمان با نخستین گاه انبار «میدیوزرم» است و در استوره ی زندگی زرتشت آشکارا به آن اشاره شده است.
همازور اردیبهشت امشاسپند مینوی
فروغ و روشنایی و راستی و درستی و هنجار هستی داد اهورامزدا بیم.
یاری نامه:
سروش پیر مغان.کتایون مزداپور
گزیده های زاداسپرم،فصل20 بند یکاستوره زندگی زرتشت رویه ی 123
پاینده ایران
|
+|نوشته شده در شنبه 5 اردیبهشت1388 ساعت 3:56 بعد از ظهر بدست رند پارسی.سورنا
|
بزرگداشت سعدی شیرازی گرامی باد
همه کس را عقل خود به کمال نماید و فرزند خود بجمال.
یکی یهود و مسلمان نزاع می کردند:
چنانکه خنده گرفت از حدیث ایشـــانم!
به خشم گفت مسلمان : گرین قباله من
درست نیست خـــــدایا یـــــهود میرانم
یهود گفت به تـورات می خـورم ســـوگند
وگر خلاف کنم، همچو تو مســـــلمانم
گر از بسـیط زمین عقل منعــدم گــــــردد
به خود گمان نبرد هیچ کس که نادانم
گلستان-باب هشتم-شماره:۳۱
1 اَردیبهشت خورشیدی برابر 2 اردیبهشت اوستایی
* * *
|
+|نوشته شده در سه شنبه 1 اردیبهشت1388 ساعت 6:44 بعد از ظهر بدست رند پارسی.سورنا
|
دین چیست؟ دین،دینگرایی و دیندار در کیش زرتشتی
¨ در این جستار میخواهم به این بپردازم که در باور زرتشتیان دین چیست؟!دیندار چه کسی است؟!
¨ آیا دین یک سری بکن و نکن های از پیش تعیین شده میباشد؟
¨ آیا دیندار آنست که پگاه تا شامگاه خود را صرف نماز کند؟
¨ آیا راه رستگاری فقط با زرتشتی بودن میسر میشود؟
¨ آیا هدف همه ادیان یکی نیست؟
اصولا ما واژه ی دین را نخستین بار در متن اوستا میبینیم.ریشه کلمه ی دین از واژه «دَئِـنَ» در اوستا آمده و به پرورده ی «وجدان آگاه» یعنی «نیروی تشخیص خوب از بد» بر پایه خرد و با آزادی و اختیار است.دین داری از روزه های چند ماهه و ریاضت بدست نمیآید بلکه در این بینش،انسانی دین دار است که: "بر مبنای دانایی می اندیشد و با کمک منش نیک خود آزادانه راه راستی را برای بهزیستی و رستگاری خود و دیگران برمیگزیند،پیوسته در پی آباد کردن جهان و شادی بهروزی خود و دیگران است" و با همین نگرش و آزادی،در دو جهان مادی و مینوی مسئول میگردد و سرانجام براساس اصل کنش و واکنش،نتیجه گزینش خود را نیز دریافت میکند.
اگر به این واژه(دین) توجه بکنید،پاسخ خود را میابیم:خداوند به انسان ها هدیه ای ارزشمند داده که همان خرد و بینش در کنار احساس 5گانه است.پس اگر اشخاص بتوانند دانا بشوند و در گذر زندگی شان خوب و بد را بشناسند،یعنی نیروی دئنه ی خودشان را بیدار کنند،دیندار میشوند.به عبارت دیگر،از نظر اَوسـتا دیندار به کسی میگویند که بتواند با نیروی درونی خود(دئنه) خوب و بد را در زندگی تشخیص دهد و خوبی هارا انتخاب کند.همین...
دین داری امری شخصی و درونی است. پیامبران آمده اند که نگرش درست و پیروی از راه راست را سفارش کنند و آنها را از کژاندیشی و راه نادرست دور سازند.کسی دیندار است که بتواند با خرد و بینش از روی وجدان خودش،نیکی ها را بپذیرد.
همانگونه که در قرآن آمده است پیامبران برای اقوام مختلف در ادوار مختلفی بنا به نگرش های گوناگون مردمان در زندگیشان فرستاده شده اند.پس تفاوتها چندان زیاد نیست .
همه ادیان خدای یگانه را میپرستند.اعتقاد به جهان پس از مرگ،آمدن مصلح آخرالزمان یا داشتن اندیشه،گفتار و کردار نیک از مشترکات همه ادیان است.
گر پیر مغان مرشد من شد چه تفاوت در هیچ سری نیست که سرّی زخدا نیست
در صومعه زاهد و در خلوت حافظ جز گوشه ی ابروی تومحراب دعا نیست
حافظ
واژه دین در اوستا دئن است که این واژه به پارسی و حتی به عربی وارد شد.تعریف کلامی دئن نیروی تشخیص خوب از بد است.که وجدان آگاه و بیدار میباشد.
چشم و گوش و روان به این مشغول است که چه کاری باید انجام دهم و چه چیزی را باید بپذیرم.کدام خوب و کدام بد است و کدام را بپذیرم که برایم خوشایند باشد.این «دین»است و همه انسان ها بر دو حالتند:یا برخی از خرد بهره میگیرند و به سوی دانایی و دانش زمان حرکت میکنند و درانتخاب هایشان منطقی عمل میکنند که اینان دینداران هستند،در مقابل اینها انسانهایی که وجدان آگاه ندارند وازخرد به شیوه ای بهره میگیرند که سازنده نیست بلکه ویرانگر است.
وقتی ادیان میگویند:خداوند یکی است یعنی وحدتِ وجود دارند.و هدف آنها توصیه هایی برای بهبود زندگی انسان هاست.
فلسفه زرتشت بدون هیچ گونه کم و کاستی از اختیار و آزادی گزینش جانب داری میکند و از جبر سخن نمیگوید.کیش اشوزرتشت دین آزادگی،آیین داد و امید است،برای نمونه «گاتها» انسان را به گزینش منش نیک رهبر دانا دوست خردمند و همسر نیکو سفارش میکند ولی وادار و مجبور نمیسازد. پذیرش دین زرتشتی اجباری نیست و زرتشت کسی را به پذیرش دین وادار نمیکند.بلکه هر فردی آزاد است تا با خرد خود و به سلیقه شخصی دینش را برگزیند.کمتر دینی چنین آزادگی را از خودش نشان داده است.
کیش زرتشتی به هر شخص در جایگاه یک انسان و به عنوان فرد ارج می گزارد.
آزادی و اختیار یکی از با ارزش ترین داده های اهورایی است و هیچ کس حق گرفتن آن را از دیگری ندارد.
زرتشتی زاییده شدن به تنهایی کافی نیست و کسی که زرتشتی زاده باشد زرتشتی نیست،این استکه یک زرتشتی زاده وقتی به سن بلوغ میرسد،پیمان دین را در مراسمی میبندد و دین زرتشتی را با دانش و خرد خود میپسندد و یا به دین های دیگر میگراید،مثلا به اختیار خود مسیحی یا مسلمان میشود،در این میان نه تنها فرد مذکور از خانواده ترد نمیشود و کسی او را کافر و مرتد نمیخواند بلکه همان رفتار پیشین با او میشود.
زیرا در تفکر ایرانی تعریفی زیبا از دین شده است وهدف یکیست؛خدا
باور ما این است که پیرو راه و رسمی هستیم که میتواند اخلاق درست را برای ما به ارمغان بیاورد و چون با زمان و فرهنگ خودمان(ایرانی) هماهنگی دارد آن را دیی ایده آل میدانیم و خواستارش هستیم.نیازی نمیبینیم که بگوییم دینی بالاتر از دین های دیگر است،بنا براین زرتشتیان بمانند مسلمانان،مسیحیان و کلیمیان دین خود را برتر نمیشمارند.و برتر آنست که نیک اندیش
و نیک گفتار
و نیک کردار
باشد.
ما هم به همین معتقدیم و سعی میکنیم نیرو و وجدان آگاه داشته داشته باشیم و این نمیتواند برتر یا بالاتر باشد،بلکه در کیش زرتشتی دین انسانها به میزان دانایی و نیروی تشخیص خوب از بد آنها بستگی دارد.
پِـیش ما سوختگان مسجـد و میخانه یکیســت
حـرم و دیر یکیسـت سبحه و پیمانه یکیسـت
این همه جنگ و جدل حاصل کوته نظریست
گر نظر پاک کنی
کعبه و بتخانه یکیست
هر كسي قصه شوقش به زباني گويد
چون نكو مينگرم، حاصل افسانه يكيست
|
+|نوشته شده در یکشنبه 30 فروردین1388 ساعت 7:23 بعد از ظهر بدست رند پارسی.سورنا
|
جشن سوری و اسفندگان(سپندارمز)
خدای بزرگ است اهورامزدا
جشن سوری
جشن سوري(چهار شنبه سوري) از جشن هاي آريايي ، جشن هاي برای آتش است.امروزه تنها « جشن سوري » ، معروف به « چهارشنبه سوري » برايمان به يادگار مانده است و درباره جشن هاي فراموش شده ي آتش ، به « آذرگان » در نهم آذر ماه و « شهريورگان » يا « آذر جشن » و «جشن سده» مي توان اشاره داشت که البته زرتشتیان برخی از این جشن ها را برپا میکنند.
آتش نزد ايرانيان نماد روشني ، پاكي ، طراوت ، سازندگي ، زندگي ، تندرستي و در پايان بارزترين نماد خداوند در روي زمين بود .
ایرانیان آتش را مظهر اهورامزدا،خداون یکتای پاک میدانستند.
مجموعه ي آيين هاي نوروزي از « جشن سوري » آغاز مي شود و با آيين سيزده بدر نوروز به سر انجام خود مي رسد . ( بهرام فره وشي ، ص 43 )
بر پايه ي پژوهش هاي انجام شده ، زمان باستاني « جشن سوري» را مي توان در اين سه گاه باز جست :
۱. شب بيست و ششم از ماه اسفند ، يعني در نخستين شب از پنجه ي كوچك
۲. نخستين شب پنجه ي بزرگ يا پنجه ي وه كه پنج روز كبيسه است و نخستين شب و روز « جشن همسپهمديم» (آخرين گاهنبار سالانه زرتشتیان)
۳. ديدگاه سوم ، شب پاياني سال است كه ارجمندترين روز « جشن همسپهمديم» و جشن آفرينش انسان است . ( هاشم رضي ، ص 149 ) .
روز چارشنبه نزد اعراب منحوس است و گمان میرود نام برپایی این جشن در روز چهارشنبه پس از حمله ی تازیان به ایران و سلطه اعراب از جشن سوری به چارشنبه سوری تغییر یافته باشد چرا که این جشن را به دفع نحسی آخرین چارشنبه سال هم نسبت داده اند.برخي را باور اين است كه با در نظر آوردن واژه ي « چهارشنبه » كه بر آمده از فرهنگ تازي و عربی است ، پس « چهارشنبه سوري » ارمغاني از سوي تازيان است ، چرا كه همانگونه كه مي دانيم ، در ايران باستان هر ایران باستان ماه به سی روز بخش میشده و نام ویژه ای داشته. اما در گاهنامه ی ایران باستان هفته هم وجود داشته.برای نمونه 7 آهنگ خسروانی که هر کدام در روز ویژه ای از هفته نواخته میشدند.
دوم اینكه در شاهنامه فردوسی بیشتر از یكصد و بیست بار واژه هفته بكار رفته است. از آنجا كه شاهنامه فردوسی را ترجمان وفادار داستانها و بازگویههای دوران باستان میدانند، بعید است كه استاد توس بدون اینكه چنین مفهومی در متون مبنا کهن بکار رفته باشد، تا این اندازه از آن بهره گیرد.
سوم اینكه در بررسیهای تقویم آفتابی نقشرستم (كعبه زرتشت) به سازوكار تعبیهشده برای تشخیص چهار هفته شهریور ماه، پی برده كه جزئیات آن در كتاب «بناهای تقویمی و نجومی ایران» باز آمده است.
هر چند اسناد كافی از دیرینگی چارشنبه سوری در دست نیست، اما اشارههایی كوتاه كه در تاریخ بخارای نرشخی و نیز در داستان نبرد بهرام چوبینه با پسر ساوهشاه در شاهنامه فردوسی باز آمده است و فردوسی حتی از واژه چارشنبه نیز بهره برده است،این نشان دهنده دیرینگی بسیار آن است. اما بدلیل كمبود منابع نمیتوان قدمت قطعی آنرا مشخص كرد.
به هر حال این را میتوان یافت که فرهنگ ایرانی فرهنگ شاد زیستن است،آری همه روزمان جشن بود.امروزه کهن جشن های نوروز،مهرگان،سده،سوری و.. بجای مانده از نیاکانمان است که باعث سرافرازی ایران زمین شدند.
آتش سوری آتش عشق به میهن است،آتشی که گرمای شعله آن گرمی آغوش مادر ایرانی را بیاد میآورد،رفتن سرما و روشنی را بیاد میآورد،آتشی که افروخته میشود تا آریاییان گرد آن آروزی سلامتی و نیک زیوی و دیر زیوی را از اهورامزدا طلب کنند.
در ميانه سده چهارم هجري ، از اين جشن و چگونگي بر پايي و هنگام آن و نيز ديرينگي اش سخن به ميان است . برابر اين آگاهي كه در نسك(كتاب) تاريخ بخاراي ابوبكر محمد بن جعفر نرشخي آمده ، در زمان منصور پسر نوح از شاهان ساماني ، در ميانه سده چهارم هجري ، اين جشن با شكوهي بزرگ برپا بوده و به نام « جشن سوري» ناميده مي شده است .
واژه « سوري »در پارسي به معني « سرخ » مي باشد و چنان كه پيداست ، به آتش اشاره دارد . البته « سور » در مفهوم « ميهماني » هم در فارسي به كار رفته است. بر پا داشتن آتش در اين روز نيز گونه اي گرم كردن جهان و زودودن سرما و پژمردگي و بدي از تن بوده است . در اصپهان آن را چارشنبه سرخی هم گویند.
برخي از آيين هاي جشن سوري :
در اصفهان سه کپه آتش در شب چارشنبه سوری درست مینمودند که همان "گفتار نیک،پندار نیک،کردار نیک"است و با این شعار جهانی به پیشواز نوروز میرفتند.
در شهر های خراسان همان ترانه ی "زردی من از تو،سرخی تو از من" خوانده میشود اما در برخی روستا ها مردم میخوانن:"آلا به در بلا به در،دزد هیز از دها به در
در سنندج پس از افروختن آتش یک جارو را درون کوزه سفالی آتش میزنند و مقداری اسفند در آن میریزند بعد از روی آن میپرند و کوزه و جارو را از خانه بیرون می اندازند و بر این باورند که این کار باعث تحکیم خانواده و مهر و دوستی میشود.
در تبریز و دیگر شهرهای آذری زبان این سروده را میخوانند:بختیم آچیل چارشنبه
بوته افروزي ، آب پاشي و آب بازي ، فالگوش نشيني ، قاشق زني ، كوزه شكني ، فال كوزه ، آش چهارشنبه سوري ، آجيل مشگل گشا ، شال اندازي و... همچنين در جاهايي همچون شيراز ، كردستان و آذربايگان ، آداب و آيين ويژه و كهن تري وجود دارد . موبد دکتر کورش نیکنام میگوید:
"براي ما سال ۳۶۰ روز بوده با ۵ روز اضافه ( يا هر چهار سال ۶ روز اضافه ). ما در اين پنج روز آتش روشن مي كرديم تا روح نياكانمان را به خانه هايمان دعوت كنيم." "بنابراين، اين آتش چهارشنبه سوري بازمانده آن آتش افروزي ۵ روز آخر سال در ايران باستان است و زرتشتيان به احتمال زياد براي اينكه اين سنت از بين نرود، نحسي چهارشنبه را بهانه كردند و اين جشن را با اعتقاد اعراب منطبق كردند و شد چهارشنبه سوري." گرد آوردن بوته و پريدن از روي آن و گفتن عبارت "زردي من از تو، سرخي تو از من از مراسم این شب است. معمولا جوانترها با انداختن چادري بر سر به در خانه همسايه ها رفته و با قاشق زدن، از آنها شيريني يا مشتي آجيل مي گيرند. خوردن آجيل مشكل گشا كه بي شباهت به آجيل شب يلدا نيست، از اصول چهارشنبه سوري است. كه مردم با نيت دست يافتن به حاجتشان و يا رفع مشكلشان اين آجيل را مي خورند. در اواخر سلطنت سلسله قاجار در تهران در ميدان ارك توپي به نام " توپ مرواريد" وجود داشت كه در شبهاي چهارشنبه سوري اطرافش مملو از دختراني بود كه در آرزوي پيدا كردن شوهر بودند. آنها در اين شب به بالا اين توپ قديمي مي رفتند و براي بر آورده شده حاجتشان بر روي اين توپ آرزو مي كردند.
چرا چارشنبهسوری در سهشنبه برگزار میشود؟
برگزاری چارشنبهسوری در سهشنبه شب به روزگاری مربوط میشود كه هنگام فروشدن خورشید، آغاز شبانروز و آغاز چارشنبه دانسته میشده است. امروزه نیز این باور همچنان پایدار مانده است و مثلاً وقتی از «شب جمعه» سخن میرانند، در واقع «پنجشنبه شب» را در نظر دارندچارشنبه سوری در سرزمین های ایرانی جدا شده:در سرزمینهای اَران و قفقاز، بمانند استانهای آذربایجان، در هر چهار چارشنبه اسفندماه این مراسم را تكرار میكنند. اما در آسیای میانه، تاجیكستان، تركمنستان و ازبكستان، این آیین كاملاً فراموش شده است و برگزار نمیشود. اما در بخشهایی از قرغیزستان با تفاوتهایی همچنان پایدار مانده است.
بیایید تا بار دگر گرد هم بشینیم،از ایران بگوییم،از ایران بگوییم...
جشن اسفندگان
نام پارسی : سِپندارمَذ(نام روز)/ اسفند (نام ماه) " پنجمین روز " و " دوازدهمین ماه "
نام اوستایی : Spenta armaiti
پرورده : فروتنی مقدس ، مهر پاک
سپندارمز فرشته ی نگاهبان زمین است و از آنجا که زمین همانند زنان و مادران در زندگی انسان نقش باروری و باردهی دارد این کهن جشن در ایران باستان برای ستایش و سپاسگذاری از بانوان ایران ویج برگزار میشد که امروزه نزد زرتشتیان شایان برگزاری است.
گویند در این روز زنان فرمان میراندند و مردان فرمان بردار بودند.مردان به پاس سپاس گزاری از زنان خود به آنها ارمغانی میدادند تا شاید گوشه ایی از گذشت های ایشانرا بجای آورند.
زن ایرانی تواناست.
زن همواره در ایران ارزشی و قدرتی والا داشته تا جایی که به مقام پادشاهی میرسیدند بمانند پوراندخت و یا سپه سالاری و فرمانداری بمانند آرتمیس.
فرهنگ پارسی و آریایی فرهنگی والا و پسندیده است.زن در فرهنگ پارسی نماد عشق-گذشت-وفاداری-مهر افزونی و روشنایی است.
ما ایرانیان هیچگاه زنان خود را به منزله ی یک کالا و جزو اموال خود نمیپنداشتیم مردان به مقام همسری زنان میرسیدند نه سروری... و یا همانطور که در اسطوره ی ایرانی نمایان است بمانند اسطوره سامی(بنی اسراییلی) زن را جدا شده از دنده ی چپ مرد ندانسته و همیشه ساز برابری را میان زن و مرد میزدیم که در شاهنامه فردوسی و اوستا بخوبی هویداست.
ایرانی زن را بانو و کدبانو خوانده.به معنی روشنی خانه.حتما خواننده ی این جستار از ارزش والای نور در فرهنگ پارسی و زرتشتی آگاهی دارند.
زرتشتیان سوی نور به نماز می ایستند و ما میبینیم که کدبانو چم روشنایی و نور خانه و خانواده را دارد...!شگفتا!!!
خداوند جان و خرد،اهورامزدا در اوستا تنها روی به سوی مردان سخن نمیراند و زن را نیمی از مرد نمیداند.زنان و مردان هردو برابر و شایان ستایش هستند:
«میستاییم نیک مردان و نیک زنانی را که پیرو آیین راستی هستند...»
ایران سزاوار آن است که سرفراز باشد،سربلند باد ای ایران
باید هم در دل چنین فرهنگی و چنین نیک مردمانی و کشوری که گهواره ی تمدن ابدیست،چنین آیین ها و جشن هایی پدید آید.
میستایم نیک زنان پیرو راستی را،در هر سرزمینی که زاده شده باشند...
میبوسم دست نیک مادرانی را که در آغوش خود فرزندی ایرانی میپرورانند...
پاینده ایران
|
+|نوشته شده در یکشنبه 25 اسفند1387 ساعت 6:24 بعد از ظهر بدست رند پارسی.سورنا
|
ای آفریدگار پاک
تو را پرستش میکنم
و از تو یاری میجویم
برای پایداری و سرافرازی میهن پر افتخار خود
برای پایداری سرزمینی که نخستین جایگاه شناسایی تو
و گهواره زندگی مردمان برگزیده توست
برای سرافرازی و پیروزی ملت بزرگ وارم
که همیشه وفادار به تو
و راه راستی بودند
نیایش میکنم تو را
تو را ای نگهدار مرز و بوم ایران کهن
پایدار ساز سرزمین نیاکان مرا
سرزمینی که نور دانش و بینش بر دنیای تاریک و سیاه پاشید
سرزمینی که خانه نیاکان
خویشان
و دوستان من است
آنها که راه راستی و سروری برگزیدند
راهی که راه توست
و سروری که از آن پویندگان راه توست.
پاینده ایران
پاره ای از سرود های پان ایرانیست
|
+|نوشته شده در جمعه 18 بهمن1387 ساعت 0:50 قبل از ظهر بدست رند پارسی.سورنا
|
جشن سده
جشن سَده در روز مهراز ماه بهمن برابر 10 بهمن خورشیدی است.
جشن سده جشن پیدایش آتش است.موبدان و بانوان مشعل بدست گرفته و بسوی جایگاه آتش میروند تا بوته ها را بر افروزند و نوید دگر بار افروخته شدن آتش سَده را بدهند،آتشی به گرمی دل ایرانی،شعله ای به فروغ بینش آریایی و گویای پایداری آیین های ما،جمعی پرشور از ایرانیانی فارغ از هر کیش و مذهب که جویای هویت راستین خود هستند .
جشن سده هیچگاه به هیچیك از اقوام یا ادیان باستان ارتباطی نداشته و همواره جشنی ملی بوده.
نیاکان ما در روزگاران بسیار کهن،سال را به دو پاره بخش میکردند.تابستان بزرگ که هفت ماه به درازا میکشید،در نخستین روز فروردین ماه آغاز و آخرین روز مهر ماه پایان می یافت.و زمستان که از آغاز آبان ماه شروع میشد و تا پایان اسفند ماه به طول می انجامید.جشن سده،برابری میکند با صدمین روز از آغاز فصل زمستان و از سویی دیگر 50 شب و 50 روز به جشن نوروز یا اول تابستان بود.
جشن های آذرگان،شهریورگان و سَده همگی برای بزرگ داشت آتش بوده اند که سده بزرگترین آن بشمار میاید.
آتش و نور و خورشید همواره نماد رویش و زندگی بوده اند و تجلی خداوند.آتش همواره جایگاهی والا و سپند(مقدس) نزد ایرانیان داشت.امروزه هم در ضرب المثل هایی که ریشه در این باور ها دارند پایبندی به این نماد هارا میبینیم:«اجاق خانه ات خاموش مباد»،«قسم خوردن به سوی چراغ» و بر افروختن شمع در جایگاه های سپندینه و....اینها همه باورهایی با ریشه استوار و چندین هزار ساله است.
باور مردم این چنین بود که زمستان رو به اتمام است و با برافروختن آتش این سرما را نابود میکنند که مبارزه ای نمادین با سرمای سخت زمستان است. اشارههای فراوانی كه از داستانها و ترانههای مردمی بدست میآید؛ نشانگر به ستوه آمدن مردم از یخبندان و آرزو برای رفتن سرما و یا كاستنِ از شدت آن بوده و همین نكته میتواند دلیل برگزاری این مراسم و بر افروختن آتشهایی در مبارزه نمادین با سرما باشد.
این جشن را هوشنگ شاه بنا نهاده است.در شاهنامه آمده روزی هوشنگ شاه با همراهانش در کوهی میرفتند ناگهان ماری سیاه رنگ دیدند . هوشنگ،سنگی بسوی مار پرتاب کرد که آن را بکشد.سنگ به سنگ دیگری برخود کرد و چون هر دو سنگ چخماق بودند،فروغی پدیدار شد ،به بوته گرفت و مار فرار کرد.از این رویداد هوشنگ شاه شادمان شد و خداوند را نیایش کرد که راز آتش را به او آشکار کرده است. هوشنگ شاه آتش را از همان هنگام قبله قرار داد،آن روز را جشن اعلام کرد و این سنت تا امروزبر جاست.به گفته فردوسی:
بر آمد به سنگ گران سنگ خرد هم آن و هم این سنگ گردید خرد
فروغی پدید آمد از هر دو سنگ دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ
جهاندار پیش جهان آفرین نیایش همی کرد و خواند آفرین
که او را فروغی چنین هدیه داد همین آتش آنگاه قبله نهاد
یکی جشن کردآن شب وباده خورد سده نام آن جشن فرخنده کرد
هوشنگ فرزند سیامک بود که به آبادی زمین و خوشبختی مردمان میکوشید.و پس از پدر بزرگش کیومرث بر تخت نشست:
جهان دار هوشنگ با رای و داد
به جای نیا تاج بر سر نهاد
وزان پس جهان یکسر آباد کرد
همی روی گیتی پر از داد کرد
هوشنگ به نیروی دانش نخست آتش را کشف کرد که انقلابی بزرگ بود و با برفروختن آتش،مردم را به جشن و شادمانی فرا خواند، آن جشن را جشن سده نامگذاری کرد.
آنگاه به یاری آتش،آهن را از کوهها بیرون کشید به مردمان پیشه وری آموخت.
جشنی که از آن یاد میشود به معنای نیایش و ستودن همراه با شادمانی است،فرهنگ ایرانیها، فرهنگ شادی بوده است و میبینیم در سال جشنهای فراوانی داریم مثل جشن نوروز، جشن مهرگان و سده و... اینها جشنهای ایرانی و آریایی است. جمشید، کاوه، فریدون.و هوشنگ که جشن سده به او مربوط میشود گویای عقاید،آرمان های ایرانیان و روح غم ستیز آنان است.
این جشن یاد آورنده اهمیت نور،آتش و انرژی است. فروغ خورشید،ماه،آتش،چراغ و نیز روشنایی درونی دل و جان،همه نشان هایی از فروغ اهورامزدا هستند.
حافظ میسراید:
از آن به دیر مغانم عزیز میدارند که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست
آتشی که نماد پرتو مهر اهورایی است.

حکیم عمر خیام در کتاب نوروزنامه مینویسد:
"هر سال تا به امروز سده را پادشاهان نیک عهد در ایران و توران به جای میآورند،بعد از آن به امروز،زمان این جشن به فراموشی سپرده شد و فقط زرتشتیان که نگهبان سنن باستانی بوده و هستند این جشن باستانی را برپا میداشتند".
زنده ياد استاد مهرداد بهار معتقد است كه واژه سده از فارسي كهن به معني پيدايش و آشكار شدن آمده و آن را برگزاري مراسمي به مناسبت چهلمين روز تولد خورشيد (شب يلدا) دانسته و مي نويسد: … جشن سده سپري شدن چهل روز از زمستان و دقيقا در پايان چله بزرگ قرار دارد. البته به جشني ديگر كه در دهم دي ماه برگزار مي شده و كمابيش مانند جشن سده بوده هم بايد توجه كنيم كه در آن نيز آتش ها مي افروختند. اگر نخستين روز زمستان را که پس از شب يلدا است را تولد ديگري براي خورشيد بدانيم، مي توان آنرا هماهنگ با جشن گرفتن در دهمين و چهلمين روز تولد، آيين كهن و زنده ايراني دانست. (در همه كشور و سرزمين هاي ايراني نشين، دهم و چهلم كودك را جشن مي گيرند) و اين واژه كه به معني پيدايي و آشكار شدن است ، در ايران باستانsadok و در فارسي ميانه sadag بوده و واژه عربي سذق و نوسذق (معرب سده) از آن آمده است.
یکی از بزرگ ترین و با شکوه ترین جشن های سده که پس از اسلام برگزار شد،بدست مردآویج زیاری به سال 323 هجری(سده دهم میلادی)بود این جشن را در اصفهان و در کنار زاینده رود با شکوه برگزار کرد.
مردآویج علیه خلیفه قیام کرد و کوشش نمود سرزمین های ایرانی را دوباره یک پارچه کند و از دست تازیان باز ستاند،او ری،گرگان،اصفهان و خوزستان را به تصرف در آورده بود.
مردآویج مانند برادرش وشمگیر یا اصلا مسلمان نبود و یا با وجود قبول ظاهری اسلام باطنا تعلق تمام به آداب ایرانی و مراسم آیین زردشتی داشتند،از خلیفه عباسی و عمال عرب او سخت متنفر بود و در این خط سیر میکرد که شاهنشاهی ساسانی را دوباره احیا کند.به همین خیال تاجی مرصع مانند انوشیروان بر سر میگذاشت و بر تخت زرین مینشست.
او در اقامه آداب قومی ایران سعی بسیار به خرج میداد.در زمستان سال 323،زمانی که در اصفهان بود،در شب جشن سده امر کرد که در دو طرف زاینده رود هیزم فراوان گرد آورند و وسایل چراغانی و آتش افروزی و سور و سرور بزرگی را که شایسته چنین جشن باستانی و چنان پادشاهی باشد فراهم نمایند.
همچنین در زمان غزنویان این جشن دوباره رونق گرفت و به فرمان سلطان محمود با شکوه برگزار میشد.
عنصری فرخی شاعر ایرانی در یکی از جشن های سده در برابر سلطان محمود قصیده ای درباره سده خواند که اینچنین آغاز میشود:
سده جشن ملوک نامدار است ز افریدون و از جم یادگار است
عنصر الدوله دیلمی و ملکشاه سلجوقی نیز در برپایی این جشن کوشش بسیار کردند.
کوششی بسیار برای جشنی ایرانی،جشنی که از گرمای دل ایرانیان بر آمده است،جشنی با شادی و پایکوبی،چرا که ایرانیان از دیر باز بر اساس تعالیم زرتشت شادی را انگیزه ای میدانستند برای کوشش در راه ساخت جهانی آباد و به همین دلیل است که امروزه زرتشتیان سوگواری را زشت میدارند.چراکه پیامبر ایرانی،زرتشت میگوید:
دمی را که با غم بسر میبری،زندگی مشمار.
در ایران قبل از اسلام و در میان زرتشتیان امروز ،این جشن نزدیک غروب آفتاب با آتش افروزی آغاز میشد و امروز هم با همان سنت کوه هایی از بوته و خار و هیزم در بیرون از شهر فراهم شده،در حالی که موبدان لاله بدست اَوِستا زمزمه میکنند،بوته ها را با آتش آدریان (آتشکده) روشن کرده و مردمی که در آنجا جمع شده اند نماز آتش نیایش خوانده،و سپس دستان یکدیگر را میگیرند و به دور آتش می چرخند،شادی و پایکوبی میکنند.و برخی کوپه های آتش را بر پشت بام ها می افروختند.

امروزه در برخی نواحی افغانستان و میان کُردان سلیمانیه و هم چنین روستا نشینان شمال شرقی ایران در خراسان، و یزد برگزار میشود.
این مراسم به وسیله انجمن زرتشتیان کرمان سده هاست که بیرون از شهر انجام شده و همه مردم زن و مرد زرتشتی و مسلمان و کلیمی از هر کیشی در آنجا گرد آمده و در شادی شرکت میکنند.در تهران این جشن هر ساله در همایشگاه مارکار در تهران پارس و یا باغ ورجاوند برگزار میشود.در شیراز با یاری زرتشتیان و مردم شیراز برابر کعبه زرتشت مقابل آرامگاه داریوش و خشایارشا برگزار میشود.
در گذشته، جشن سده در گستره پهناوری از آسیای كوچك (آناتولی) تا استان سینكیانگِ چین یعنی در سرتاسر ایران بزرگ، در بین همه مردمان، فارغ از هر قومیت یا گرایش دینی رواج داشته و به مانند نوروز در روایتهای مكتوب تاریخی به آن اشاره شده است.
پس از تازش اعراب و مغول آنچنان شادی رو به فراموشی رفت که سَده به تاریخ سپرده شد و تا کنون فقط زرتشتیان پاسدار این آیین بوده اند.
چون این جشن ملی است تمام ایرانیان میتوانند در آن شرکت کنند.شاید این جشن را فقط زرتشتیان برگزار میکنند،چراکه پاسدار فرهنگ و باور های ایرانی بوده اند ولی این جشن،جشن شما هم است.
این فرخنده جشن سَده،یادگار نیاکان،گرامی و شادباش باد.
پاینده ایران
|
+|نوشته شده در یکشنبه 6 بهمن1387 ساعت 4:46 بعد از ظهر بدست رند پارسی.سورنا
|
همایون بادا....خجسته جشن بهمن گان
روز وهمن از ماه بهمن برابر با 26 دی ماه کنونی
بَهمَن یا وهمن از واژه وهومنه به پرورده منش نیک و اندیشه پاک است و دومین روز از هر ماه میباشد(نگاه کنید به جستار گاهشماری ایرانی).
بهمن(منش نیک) یکی از فروزه های و صفات اهورامزدا است و زرتشت پیامبر برای دریافت پیام های اهورایی از وهومن یاری میگیرد. وهومن ، اندیشه و خرد خدادادی است.
خود شناسی و خدا شناسی از راه منش نیک(وهومن) و راستی (اَشاASHAA امکان پذیر است.
برای نمونه به سخنانی از پیامبر ایرانی بسنده میکنیم:
یسنا 43،اشتوگات،بند2-خدایا،از نیکی و روان افزاینده(سپنتامینیو)،از دانش و بینش و از منش نیکِ(وهومن) خود، مرا بهره ای دِه،تا در پرتو راستی و داد(اَشا) بتوانم مردمان را آسایش بخشم و با شادی دمساز کنم.
بند7- ای مزدا،هنگامی به افزایندگی و هستی دهی تو پی بردم که،سروش با منش نیک در اندیشه من پدیدار شد و از من پرسید: تو کیستی و هستی تو از کیست؟....
بند10- ای منش نیک ، گوهر راستی را به من بنما.میدانم آنچه تو به من میآموزی،خواست اهورا مزداست.و میدانم که:منش نیک است که مارا کوشا و توانا میسازد.
جشن بهمنگان
روز دوم بهمن ماه که بهمن روز نام دارد و نام روز و ماه یکی میشود جشن بهمنگان نام دارد. در اين روز در ديگی به نام بهمنجه آشی به نام دانگو از گندم و ماش و عدس و نخود و باقلا و انواع گوشت می پزند و مهمانی می دهند اين آش را هفت دانه نيز می گويند. يکی از ويژگيهای جشن بهمنگان تعاونی بودن آن است . هر يک از همسايگان برای پختن آش دانگ خود را به خانه ای که آش در آن پخته می شد می داده است و به اين معنی نام آش را دانگو بکار می بردند و به اين ترتيب در آشی که فراهم می آمده است همه همسايگان سهيم بودند .
انوری درباره جشن بهمنگان گويد:
بعد ما کزسر عشرت همه روز افکندی سخن رفتن و نا رفتن ما در افواه
اندر آمد ز در حجره من صبحدمی روز بهمن جه يعنی دوم بهمن ماه
ابوريحان بيرونی در کتاب التفهيم می نويسد:
بهمنجه بهمن روز است از بهمن ماه در اين روز بهمن سفيد(نام گياهی است) با شير خالص و پاک می خوردند و می گويند حافظه می آورد و فراموشی را ببرد اما در خراسان هنگام اين جشن مهمانی می کنند بر ديگی که اندر او از هر دانه خوردنی و گوشت حيوان حلال گوشت و تره و سبزيها وجود دارد.
شاعر معروف علی بن طوسی قرن پنجم در کتاب بلغت فرس در باره بهمنجه می نويسد :بهمنجه رسم عجم است چون دو روز از ماه بهمن می گذشت بهمنجه می کردند و اين عيدی بود که در آن روز طعام می پختند و بهمن سرخ و بهمن زرد بر سر کاسه ها ميافشاندند.
فرخی گفته است:
فرخش باد و خداوند فرخنده کناد عيد فرخنده و بهمنجه و بهمن ماه
چنانچه از عبارت ابوريحان و طوسی بر می آيد بهمن نيز اسم گياهی است که مخصوصا در جشن بهمنجه خورده ميشد در پزشکی هم اين گياه معروف است و آن بيخی است سفيد رنگ يا سرخ مثل زردک.
اما در ترجمه خرده اوستا می نويسد :در جشن بهمنگان بمناسبت اينکه امشاسپند(فرشته) بهمن در جهان مادی نگهبان چهار پايان سودمند است از گوشت خوردن پرهيز می کنند. مقايسه کنيد با عيد قربان در فرهنگ امروزه که برگرفته از فرهنگ اعراب است .اصولا ايرانيان بر خلاف ديگر ملل در جشنها و مراسم خود از قربانی کردن و خونريزی پرهيز می کردند و اين رسوم مخصوص روميان و سامی نژادان می باشد.
جشن بهمنگان بر تمامی ايرانيان فرخنده باد و به اميد روزی که تمام ايرانيان هويت اصلی و پاک خود را باز شناسند.
پاينده باد ايران
|
+|نوشته شده در یکشنبه 29 دی1387 ساعت 2:34 بعد از ظهر بدست رند پارسی.سورنا
|
میهن دوستی
ما که اطفال این دبستانیم همه از خاک پاک ایرانیم
همه با هم برادر وطنیم مهربان همچو جسم با جانیم
اشرف و انجب تمام ملل یادگار قدیم دورانیم
وطن ما جای مادر ماست ما گروه وطن پرستانیم
شکر داریم کز طفولیت درس حُب الوطن همی خوانیم
چون که حب وطن ز ایمانست ما یقیناً زاهل ایمانیم
گر رسد دشمنی برای وطن جان و دل رایگان بیفشانیم
ایرج میرزا
|
+|نوشته شده در دوشنبه 23 دی1387 ساعت 1:11 بعد از ظهر بدست رند پارسی.سورنا
|
گاه انبار چهره میدیاریم گاه-مهر تا روز ورهرام(10 تا 14 دی ماه)
|
+|نوشته شده در جمعه 20 دی1387 ساعت 2:20 بعد از ظهر بدست رند پارسی.سورنا
|
گاه انبار چهره میدیاریم گاه-مهر تا روز ورهرام(10 تا 14 دی ماه)
|
+|نوشته شده در سه شنبه 10 دی1387 ساعت 1:30 قبل از ظهر بدست رند پارسی.سورنا
|
جشن دیگان
روز دی از ماه دی(۲۵ آذر کنونی)
واژه دی به چم دادار و آفریدگار میباشد که این جشن در روز های دی بآذر و دی بمهر و دی بدین برگزار میشود.در گذشت اشو زرتشت در چنین روزی در سن ۷۷ سالگی هنگامی که با یارانش در آتشکده بلخ به نیایش مشغول بودند با حمله سپاه تورانی که فرمانده آن توربراتور بود همگی جان باختند.
|
+|نوشته شده در پنجشنبه 5 دی1387 ساعت 2:30 بعد از ظهر بدست رند پارسی.سورنا
|
شب یلدا
شب یلدا،یادگار نیاکان،از دیروز تا هنوز
جشن یلدا یا شب یلدا یا شب چله،شب نخست زمستان و دراز ترین شب سال است که از هزاران سال پیش در سرزمین اهورایی مان برپا میشود.فردای آن شب با دمیدن خورشید،روزها بزرگتر میشود و تابش نور ایزدی فزونی میابد. جشن شب چله، همچون بسیاری از آیینهای ایرانی، ریشه در رویدادی كیهانی دارد. خورشید در حركت سالانه خود، در آخر پاییز به پایینترین نقطه افق جنوب شرقی میرسد كه موجب كوتاه شدن طول روز و افزایش زمان تاریكی شب میشود. اما از آغاز زمستان یا انقلاب زمستانی، خورشید دگرباره بسوی شمال شرقی باز میگردد كه نتیجه آن افزایش روشنایی روز و كاهش شب است.
ایرانیان باستان شب آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید میخواندند که
نخستین روز سال نو بشمار میآمده است و امروزه كاركرد خود را در تقویم میلادی كه ادامه گاهشماری میترایی است و حدود چهارصد سال پس از مبدأ میلادی به وجود آمده؛ادامه میدهد.
حافظ میسراید:
بر دلم گرد ستم هاست خدايا مپسند
کـه مکـدر شــود آيينــهء مـهــرآيينــم
نور، روز و روشنایی خورشید، نشانههایی از آفریدگار بود در حالی که شب، تاریکی و سرما نشانههایی از اهریمن.جای افتخار بسیار ان که نیاکان ما در چندین هزار سال پیش کوتاه ترین روز سال را محاسبه کرده بودند.
در دوران باستان بناهایی برای سنجش رسیدن خورشید به مواضع سالانه و استخراج تقویم ساخته میشده
.ایرانیان با استفاده از این ابزار به تقویمی دقیق دست یافتند از جمله چهار تاقی نیاسر در منطقه نیاسر کاشان كه فعلاً تنها بنای سالم باقیمانده در این زمینه در ایران است(این چهار تاقی ها زمان دقیق آغاز سال نوی میترایی را نشان میدادند) که در شب یلدا مردم و ستاره شناسان علاقه مند به باستان گرد آن تا طلوع خورشید جمع میشوند و جشن بر پا میکنند و به تماشای زایش خورشید مینشینند.
مِهر یا میترا از ایزدان باستانی آریایی پيش از زرتشت است، که معنی پيمان و محبت و خورشید نیز میدهد،ایرانیان رفته رفته مهر پرست یا میترا پرست شدند و آیینی رمز آمیز به وجود آوردند که در آن به پرستش میترا میپرداختند و از علامت چلیپا به عنوان نماد آن که به گردونه مهر شهرت داشت استفاده میکردند.

.پس از پدیدار شدن اشو زرتشت و یکتا پرست شدن ایرانیان پرستش آن ور میافتد،ولی این کیش ایرانی کم کم به اروپا راه میابد و دین رسمی امپراطوری روم میشود. در آنجا ژولیان یکی از پادشاهان رومی به این دین گروید. همچنین امپراتورانی چون کومودوس (۱۸۰-۱۹۲م.)، سپتیمیوس سوروس (۱۹۳-۲۱۱)، کاراکالا (۲۱۱-۲۱۷) و جولیان ملقب به جولیان مرتد، و نیز بسیاری از سربازان و افسران روم، سخت پیرو این آیین بودند و در رم، بریتانیاو کنارههای رود راین، دانوب و فرات، کنیسهها و معابد متعددی(مهرابه ها)برای میترا بر پا داشتند آنها سالها جشن زادروز مهر و شب چله را جشن میگرفتند و آن را آغاز سال میدانستند، حتی پس از گسترش دین مسیح، نتوانستند جلوی این جشن به یادگار مانده از ایرانیان را بگیرند و به دروغ آن را شب زادروز مسیح نامیدند.
نماد این الهه خورشید است.آریایی ها در آغاز آخشیج ها(عناصر چهار گانه) و چیز های طبیعی مانند ستارگان،خورشید،ماه و … را میپرستیدند.
از منابع رومی میدانیم که پیران و پاکان به تپه ای رفته،با لباس نو و مراسمی از آسمان میخواستند که آن رهبر بزرگ را برای رستگاری آدمیان گسیل دارد و باور داشتند که نشانه زایش آن ناجی که بالای کوهی پیروز نام که دارای درخت بسیار زیبایی بوده است،پدیدار خواهد شد. و کاهن بزرگ در این آبشخور دعایی میخوانده که اندکی از آن بدست ما رسیده است:
آن شب که سرورم زاید نشانه ایی از ملک آید ستاره از آسمان هم آنگونه که رهبرم درآید ستاره اش نشان مینماید
مهر پرستی تا سال چهارصد میلادی در اروپا و شمال افریقا ادامه داشت.تا اینکه کنستانتین امپراطور وقت روم مسیحیت را پذیرفت دستور قتل عام مهر پرستان را داد.اما برخی آداب را که میان مردم رخنه کرده بود پذیرفتند.
کلیسا جشن زایش مهر را به عنوان زاد روز عیسا پذیرفت و عید کریسمس نام گرفت.
تغییر تاریخ جشن میلاد مسیح(کریسمس) و انطباق آن بر سالروز تولد میترا، توسط کنستانتین کبیر و به مشاورت کلیسا، به منظور جایگزین نمودن آن با جشن انقلاب زمستانی یا زادروز خورشید بوده است.
موقع تولد عیسا دقیقا روشن نیست.به روشنی از کتاب مقدس مسیحیان،انجیل متی و لوقا بر میآید که مسیح اصلا در زمستان زاده نشده! با توجه به اشارههای انجيل به فصل زراعت و اعتدال هوا و همچنين تاريخ دوران اوليهی مسيحيت ،کریسمس روز ميلاد عيسی مسيح نيست و نفوذ آيين مهر در رسوم کليسا نيز غيرقابلانکار است.
در آبشخورمسیحیت هیچ گونه تردیدی نیست که میترا پرستی یا آیین پیش از زرتشت در آن بسیار نشانگذار بوده و بسیاری از آیین ها وآداب دین مسیح گرفته شده از مهر دینان ایران است که در باره این آداب مشترک گفته میشود.
یلدا واژه ای سریانی به پرورده تولد و زایش و بگفته ابوریحان بیرونی آن را شب زادن ترجمه کرده اند.
آیین شب یلدا یا شب چله،خوردن آجیل مخصوص،هندوانه،انار و شیرینی و میوه های گوناگون است که همه جنبه نمادی دارند و نشانه برکت،تندرستی،فراوانی و شادکامی هستند.خوردن خوراکی هایی مانند انار،هندوانه،سنجد به نماد سرخی خورشید است.
در این شب هم مانند جشن تیرگان(در ماه تیر،بزرگترین روز سال که کنون فقط زرتشتیان ایران آن را برگزار میکنند)،فال گرفتن،شاهنامه و حافظ خوانی مرسوم است.باشندگان با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پری آن،آینده گویی میکنند. حضور كهنسالان و بزرگان خانواده، به نماد كهنسالی خورشیداز دیگر آداب این جشن است که امروزه بر افتاده. در آن زمان ایرانیان در شب یلدا درخت سروی را به خانه آورده به تزیین آن میپرداختند،دو رشته طلایی و نقره ای از نوک آن آویزان میکردند که امروزه در مراسم کریسمس شاهد آن هستیم.
ایرانیان گاه شب یلدا را تا دمیدن پرتو پگاه در دامنهٔ کوههای البرز به انتظار باز زاییدهشدن خورشید مینشستند. برخی در مهرابهها (نیایشگاههای پیروان آیین مهر) به نیایش مشغول میشدند تا پیروزی مهر و شکست اهریمن را از خداوند طلب کنند و شبهنگام دعایی به نام «نی ید» را میخوانند که دعای شکرانه نعمت بودهاست.
آیین های دین مسیحیت در پیوند و تاثیر پذیری بسیار نزدیکی با آیین میترائیسم ایران است زیرا در آن زمان روم دارای آیین میترایی بود که پس از مسیحی شدن خود بسیاری از این باورها منتقل شدند،همانند:
آیین های عشاء ربانی به کار بردن نان و شراب مقدس که جزو آیین های اصلی میترائیسم بود،در آن زمان نان میپختند و از ریشه گیاه هوم نوشیدنی ای سکر آور میساختند و میخوردند،اعتراف به گناهان،رفتن مسیح به آسمان(رفتن میترا به آسمان)،عید فصح یا همان اردیبهشت میترائیسم،زنگ کلیسا(در پرده برداری از تندیس میترا زنگ به صدا در میآوردند) و روز یکشنبه یا همان روز مهر :سان دِی((Sunday به معنی روز خورشید .و نکته جالب دیگر اینکه در اسطوره های ایرانی در زمان مهرپرستی، مهر از بانوی باکره ای به نام آناهیتا در درون غاری زاده شده که بعدها مسیحیان عیسی را جایگزین مهر و مریم را جایگزین آناهیتا کردند.
. مهر در برج بره، بره به دوش دارد و عیسی نیز برهای در آغوشش گرفتهاست.
سنایی در این باره مــــــیگـــــــوید:
به صاحبدولتی پیونــد اگر نامـی همی جویــی
که از یک چاکری عیسی چنان معروف شد یلدا
جشن یلدا به عنوان یک جشن ملی از هزاره های دور برگزار میشد و حتی پس از زرتشت(ولی دیگر نه برای پرستش یک ستاره) و در زمان هخامنشیان ساسانیان و دوران های پس از اسلام تا کنون برگزار میشود،جشن یلدای شما و تمامی ایرانیان پاک سرشت خجسته باد.
به ايمايي رو بيگانه جويي رها کن تا کي اين بي آبرويي
به دنيا بس همين يک افتخارم که يک ايراني والا تبارم
به خون و دل نيم،زين زيست شادم که زرتشتي بود خون ونژادم
پاینده باد ایران
منابع:
گاهشماری و جشن های ایران باستان.هاشم رضی
مقاله شب زایش خورشید(شب یلدا).دکتر رضا مرادی غیاث آبادی
دیدی نو از دینی کهن.دکتر فرهنگ مهر
اصل و نسب دین های ایرانیان باستان.عبدالعظیم رضایی
مقاله دکتر شاپور شهبازی
جشن ها و آداب و معتقدات زمستان.ابوالقاسم انجوی
|
+|نوشته شده در سه شنبه 26 آذر1387 ساعت 3:37 قبل از ظهر بدست رند پارسی.سورنا
|
رابطه ی بین آفریننده(اهورامزدا) و آفریده(انسان) در کیش زرتشتی
از جهت رابطه آفریننده و آفریده انسان همکار خداوند است و این همکاری از این روست که خداوند پرتوی از قدرت اخلاقی خود را در آدمیان گذاشته است.البته انسان میتواند از همکاری خدا سرپیچی کند.
در اسلام انسان عبدالله است(عبد:برده-الله:خدا).در مسیحیت انسان فرزند خداست!
در دین زرتشت انسان همکار خداست و به همین جهت بین خداوند و انسان به جای رابطه مالکیت(بنده و صاحب) و یا رابطه پدر و فرزندی حق مشارکت وجود دارد.
در این مشارکت انسان در راه پیشرفت جهان به سوی رسایی کار میکند و همواره در راه راستی و درستی گام بر می دارد.
|
+|نوشته شده در سه شنبه 30 مهر1387 ساعت 2:18 بعد از ظهر بدست رند پارسی.سورنا
|
گات ها
اوستای موجود شامل ۵ بخش است:یسنا-ویسپرد-یشت-وندیداد و خرده اوستا.
یسنا ۷۲ هات(فصل) دارد و ۲۴۰۰۰ واژه است.در حدود ۲۵٪ اوستا را تشکیل میدهد.

گاتها در یسنا گنجانیده شده.در میان بخش های ۵گانه اوستا گاتها معیار و شاخص است.آنچه در ستوت یسن(گاتها+هفت سرود از یاران زرتشت) هست پیام اهورا مزداست که بوسیله اشو زرتشت بدستمان رسیده.این بخش دگرگونی ناپذیر و بنیادی است.آنچه در چهار بخش دیگر اوستا آمده بدست پیشوایان دین نوشته شده و باید با گات ها سنجیده شود.
خداوندا راز مهر ورزیدن مدارا کردن و نیک اندیشیدن را بما بنما
باشد که با برخورداری از این فروزه ها دیگران را با کامیابی به
راه راستین رهنمون شویم و آنگونه رفتار کنیم که نا بخردان
نتوانند نیکان را به گمراهی کشانند. (گاتهای اشوزردشت)
|
+|نوشته شده در سه شنبه 30 مهر1387 ساعت 2:0 بعد از ظهر بدست رند پارسی.سورنا
|
گاه انبار چهره ایاسرم گاه(آغاز سرما)-روز اشتاد تا روز انارام(20 تا 24 مهر)
|
+|نوشته شده در پنجشنبه 18 مهر1387 ساعت 11:55 بعد از ظهر بدست رند پارسی.سورنا
|
انجمن زرتشتیان در نظر دارد جشن مهرگان را همچون سال های
پیش، ۱۰ مهر ماه ساعت ۵ بعد از ظهر در تالار همایشگاه مارکار تهرانپارس برگزار کند.
اجرای موسیقی،شاه نامه خوانی،خواندن گاتها و اجرای دکلمه و ... از برنامه های جشن است و تا ساعت ۸:۳۰ دقیقه پسین(بعد از ظهر) ادامه خواهد یافت.همچنین سازمان زنان زرتشتی سفره مهرگانی می گسترانند.
امسال نیز همچون هر سال شهر های زرتشتی نشین ایران مهرگان را جشن میگیرند.
کرج:۷ بعد از ظهر تالار مهرداد،خانه دولت.
شیراز:۱۷ و ۳۰دقیقه،باغ وقفی انجمن زرتشتیان شیراز.
اصفهان: ۱۸ و ۳۰،خانه زرتشتیان اصفهان.
اهواز:۶بعد از ظهر،باشگاه جوانان اهواز.

|
+|نوشته شده در سه شنبه 9 مهر1387 ساعت 4:18 بعد از ظهر بدست رند پارسی.سورنا
|
همایون بادا....خجسته جشن مهرگان
بیا تا جهان را به بد نسپریم به کوشش،همه دست نیکی بریم
نباشد همی نیک و بد پایدار همان به که نیکی بود یادگار

بار ديگر فرخنده جشن مهرگان از راه ميرسد،روز برابري مهر روز از خجسته ماه مهر،جشني به سپندينگي تاريخ ايران،جشن کشاورزي و هنگام برداشت محصول،جشن فرخندگي پيروزي کاوه آهنگر بر ضحاک و بر تخت نشستن فريدون،جشني از براي پيمان داري و دشمن پيمان شکني.
روز مهرو ماه مهرو جشن فرخ مهرگان
مهر بفزا اي نگار مهر چهر مهربان (مسعود سعد ابن معاني)
هزاران سال است که جشن هاي زيباي نوروز،سَده و مهرگان در کنار يکديگر،همانند سه پايه استوار،پاسبان فرهنگ ايراني بودند و بر گزاري همين آيين هاي ساده ولي زيبا،همدلي ايرانيان را به همراه داشته است.جشن هايي که افزون بر شادماني،به گونه اي آباداني را نيز براي مردمان به ارمغان مياورد.سراسر تاريخ ايران باستان و گاهشماري آن تا قبل از ورود اسلام پر ازجشن است و در آن اندوه راه ندارد،آري ايراني از اندوه به دور است،ايراني گريه و زاري بيزار است،تعاليم زرتشت سراسر شاد زيستن و شاد کردن ديگران را گوشرد ميکند،چرا که راه سپاسداري از اهورامَزدا،همانا شادماني و شاد کردن ديگران است.
دومين جشن بزرگ ملي-ديني ايرانيان(که اکنون فقط زرتشتيان برگزار میکنند) "مهرگان" بود که در روز 10 مهر،روزي که نام روز و ماه يکي بود،جشن گرفته ميشد و مانند و از 3ديد ميتوان به آن نگريست.
از ديد نجومي،مهرگان چند روز پس از اعتدال پاييزي جشن گرفته ميشود(اعتدال پاييزي نخستين روز مهر ماه صورت ميگيرد) و جشن برداشت محصولات کشاورزي است.
از ديد تاريخي در اين روز نيروي داد و راستي به سرکردگي کاوه آهنگر بر آژي دهاک(ضحاک) پيروز شد و فريدون به شاهي رسيد.
در استوره هاي ايراني جشن مهرگان از اين سو هم داراي ارزش ميشود که پيروزي ايرانيان بر ضحاک تازي است.فردوسي در شاه نامه،ابوريحان بيروني در آثارالباقيه،ابو سعيد گرديزي در زين الاخبار،مسعودي در مروج الذهب،عزالدين ابن اثير،طبري و... به روشني مناسبت اي روز را،پيروزي بر ضحاک تازيميآورند. ضحاک،فرمانرواي خود کامه اي است که نخست و پيش از هر کاري به سوي جوانان و مغزشان ميرود.در روز مهرگان با فرياد ِ دادخواهي آهنگري،کاوه نام،و با بر افراشته شدن درفش کاوياني و خيزش ايرانيان به رهبري فريدون،هزار سال ستم و بيداد ضحاک به پايان ميرسد.جالب آنجاست که پس از به زير آوردن ضحاک،به جاي کشتن وي،او را در دل کوه به زنجير ميکشند.زيرا او هرگز نميميرد و شايد هر آن،خودکامگي باز برگردد.که اين آماده بودن،رمز پيروزي است.
مبارزه راستي و دروغ،داد و ستم در ايران ريشه ديني دارد و همه جشن هاي ملي هم به گونه اي اين مبارزه و پيروزي نهايي حق بر ناحق را نشان ميدهد.ولي،در تاريخ مهرگان اين جنبه درخشندگي ويژه اي دارد.
ازو نام ضحاک چو خاک شد
جهان از بد او همه پاک شد
فرو بست دستش بدان کوه،باز
بدان تا بماند به سختي دراز
فريدون چو شد بر جهان کامگار
بدو شاد شد گردش روزگار
ابوريحان بيروني در کتاب آثارالباقيه مينويسد:
در روز "مهرگان" فرشتگان به ياري کاوه آهنگر شتافتند و فريدون به تخت شاهي نشست و ضحاک را در کوه دماوند زنداني کرد و مردمان را از گزند او برهانيد.
فردوسی بزرگ در شاهنامه میسراید:
به روز خجسته سرِ مهر ماه
به سر بر نهاد آن كـياني كلاه
زمانه بی اندوه گشت از بدی
گر فتند هر کس ره بخردی
دل از داوري ها بپردا ختند
به آیين يكي جشن نو ساختند
نشستند فرزانگان شادكام
گرفتند هر يك ز ياقوت جام
ميِ روشن و چهره ی شاه نو
جهان نو ز داد از سرِ ماه نو
بفرمود تا آتش افروختند
همه عنبر و زعفران سوختند
پرستيدن مهرگان دين اوست
تنآساني و خوردن آيين اوست
اگر يادگارست ازو ماه و مهر
بكوش و به رنج ايچ منماي چهر
از نظر دين در فرهنگ ايراني مهر يا ميترا به معناي فروغ خورشيد و مهر و دوستي است.همچنين مهر نگهبان پيمان و هشدار دهنده به پيمان شکنان است.
جشن مهرگان همانند نوروز از فروغمند ترين نمود هاي فرهنگ ايراني است.مهر يکي از خدايان پيش از زرتشت بود که پس از زرتشت به فرشته آفريده اهورامزدا درآمد.روشنايي و مهر،هميشه با روشنايي بي پايان خدايي يکي بوده اند.
چون نور که از مهر جدا هست و جدا نيست عالم همه آيات خدا هست و خد ا نيست
ما پرتو حقيم و هم اوييم و نه اوييم چون نور که از مهرجدا هست و جدانيست
به روايتي تاج گذاري اردشير بابکان هم مقارن با جشن مهرگان بود.بدون دودلي،پادشاهان هخامنشي،اشکاني و ساساني جشن مهرگان را بزرگ ميداشتند،در روزگار ما به مناسبت آغاز سال تحصيلي و گشايش آموزشگاه ها در آغاز مهر،جشن مهرگان جشن فرهنگي اعلام شده بود.
زرتشتيان ايران هميشه اين جشن را با شکوه ويژه اي برگزار کرده و ميکنند.
خلفاي مسلمان بني اميه با تعصب ضد ايراني در روز مهرگان،زرتشتيان را مجبور ميکردند هدايايي تقديم کنند و مقدار اين هدايا را جرجي زيدان در کتاب تمدن اسلامي،5 تا 10 ميليون درهم ذکر کرده است.
ابو مسلم خراساني،برمکيان و دولت مردان زمان عباسيان در گرفتن جشن مهرگان پافشاري داشتند.
در گذشته جشن مهرگان شش روز به درازا مي انجاميد.از روز شانزدهم مهر زرتشتي،برابر با 10 مهر امروزي(روز مهر-مهرگان کوچک يا عامه) آغاز و به روز بيستو يکم (روز رام-مهرگان بزرگ يا خاصه) پايان ميافت.چنين نامور است که ايرانيان در روز شانزدهم بر ضحاک تازي چيره شدند و در روز بيستو يکم وي را در کوه دماوند به بند کشيدند.اين جشن حتي پس از چيرگي تازيان هم از ميان نرفت(در قرون او بني اميه و...جلوي اين جشنها گرفته ميشد ولي از ميان نرفت)،به گونه اي که از سروده هاي منوچهري بر مي آيد هنگام پادشاهي سلطان مسعود غزنوي که در سال 421 مَهي(قمري) به تخت نشست،اين جشن با شکوه هرچه تمام تر بر گزار ميشده است.
فرزانه گران مايه دکتر محمود روح الاميني،فصل برداشت فرآورده هاي کشاورزي درمهر ماه را نمادي از مهرگان به شمار مي آورد:"ماه مهر و مهرگان در جامعه کشاورزي ،فصل و زمان برداشت،انباشت فرآورده ها،پرداختن خراج و ماليات،اندوختن نيازمندي هاي زمستاني و گرمي بازار هاي موسمي بوده که هنوز هر چند-نه به نام مهرگان-برگزار ميشود."
از مهريشت ،دو ويژگي مهر را به روشني ميتوان در يافت،يکي ((راستي)) ديگري ((دليري)).بگونه اي که اين يشت(بخش هايي از اوستا) را بايد سرچشمه راست گويي و پهلواني ايرانيان دانست که در زمان باستان ايرانيان به اين فروزه ها نامور بوده اند.
مهر يشت بخشي از يشت هاست.کتاب سپندينه ي (مقدس) زرتشتيان،اوستا نام دارد و داراي پنج بخش:يَسنا،يَشت ها،وَنديداد،ويسپرد و خرده اوستا است.گفتار هاي اشوزرتشت که گاتها ناميده ميشود به انديشه پيشينيان در بخشي از يسنا گنجانده شده است.به هر حال يشت ها نيز بخشي از فرهنگ ايراني را در بر دارد.
جشن مهرگان (برابر شدن روز و ماه مهر)شانزدهمين ماه مهر زرتشتي است که با دهمين روز ماه مهر گاهنماي رسمي کشور برابر ميشود.
روز مهر و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان
مهر افزا اي نگار مهر چهر مهربان
مهرباني کن به جشن مهرگان و روز مهر
مهرباني به،به روز مهر و جشن مهرگان
بر گرفته از:کتاب فلسفه زرتشت،شاه نامه فردوسی،هفته نامه اَمرداد و خودم.
|
+|نوشته شده در سه شنبه 9 مهر1387 ساعت 3:46 بعد از ظهر بدست رند پارسی.سورنا
|
گاه انبار چهره پیته شهم گاه(پایان تابستان)-روز اشتاد تا روز انارام(21تا 25شهریور)
به پست گاه انبار و جشن کشاورزی بروید
|
+|نوشته شده در یکشنبه 31 شهریور1387 ساعت 10:0 قبل از ظهر بدست رند پارسی.سورنا
دومین گاه انبار و جشن کشاورزی سال خجسته باد
گاه انبارها یا گهنبارها

گاهان بار:
واژه گاهان بار به پرورده(معنی) گاه ها و به ثمر رسیدن و بار آمدن که به پیشه اصلی ایرانیان کشاورزی و دامداری ارتباط دارد و این جشنها در 6 چهره در سال برگزار میشود.
1.چهره میدیو زرم گاه/MAEDIOZAREM:از روز خور تا دی بمهر از ماه اردیبهشت که در این گاه آسمان آفریده شده شده است.
2.میدیو شهم گاه/MAEDIOSHAHEM:از روز خور تا دی بمهر،در ماه تیر.در این گاه آب آفریده شده است.
3.پیته شهم گاه/PAETESHAHEM:از روز اشتاد تا روز انارام،در ماه شهریور.در این گاه زمین آفریده شده است.
4.ایاسرم گاه/AYATHREM:از اشتاد تا انارام، از ماه مهر.در این گاه روئیدنی ها آفریده شده است.
5.میدیاریم گاه/MAEDIAREM:از روز مهر تا ورهرام،در ماه دی.در این گاه جانور آفریده شده است.
6.همس پت میدیم گاه/HAMATSPATHMADEM:در 5 روز آخر اسفند ماه،که در پست پیشین توضیح داده شد برگزار میشود و در این گاه انسان آفریده شده است.
در این جا شایان دانستن است که در گاتها(سخنان اشو زرتشت،قسمتی از اَوستا که در زمان اشو زرتشت نوشته شده) بحثی از ارتباط گاه انبار با پیدایش نیست.به علاوه پرورده ی واژه گهنبار به بار آمدن است که مربوط به کشاورزی میشود.
در نوشته های دینی پس از گاتها(سده ها پس از اشوزرتشت)،فلاسفه زرتشتی چیزهایی درباره ی آفرینش گفته اند که برخی از نویسندگان بعدی کوشیده اند بین آنها و مذاهب ابراهیمی(ادیان سه گانه سامی:یهودی،مسیحی،اسلام) که از جهت سیاسی نفوذ دارند،سازگاری ویکنواختی ایجاد کنند.یکی از آنها نسبت دادن 6 گاهان بار به 6 مرحله آفرینش است.
در ادیان ابراهیمی خداوند جهان را ار "هیچ" آفریده است.
در "تورات" آمده است که:
خدا گفت "روشنایی بشود و روشنایی شد1 خدا گفت زمین نباتات برویاند،علفی که تخم بیاورد درخت میوه ای که موافق جنس خود میوه آورد که تخمش در آن باشد بر روی زمین،و چنین شد2 خدا گفت زمین جانوران را موافق اجناس آنها بیرون آورد........3"
در "قرآن" آمده است:
"خدا انسان را از آب نطفه بیافرید۴...و چهار پایانی را برای انتفاع شما نوع بشر خلق کرد۵...و اسب و شتر و حمار را برای سواری و تحمل،....وچیز دیگری که شما نمیدانید برای شما آفرید...6
| 1- سفر پیدایش 3:1 از کتاب مقدس(تورات)،چاپ انجمن کتاب مقدس ایران |
|
|
|
|
|
4- سوره نحل آیه 4 |
|
5- " " " 5 |
|
6- " " " 8 |
به این ترتیب در ادیان ابراهیمی،خدا جهان و موجودات را از هیچ آفرید....به علاوه خداوند همه چیز را در مدت معین (شش روز) خلق کرد و روز هفتم به استراحت نشست.
در سنت زرتشتی خلقت از "هیچ" مردود است.چون خلقت همیشه با خدا و در خدا بوده است.مدت معین برای خلقت ذکر نشده است و خداوند هم که بیکران وکامل است، نیازی به استراحت ندارد.اصولا مفاهیفم کار واستراحت ناظر به جهان محدود و آدمیان غیر کامل است.و در باره اهورا مزدا کاربردی ندارد.
فلاسفه زرتشتی همیشه به دیدگاه آفرینش از هیچ و آفرینش در مدت شش روز،ناباوری نشان داده اند.
فرخ مردان از فلاسفه زرتشتی،نویسنده کتاب "شکند گمانیک ویجار" که به پارسی زیر نام گزارش گمان شکن چاپ شده است(صادق هدایت در سال 1322 این کتاب را به فارسی برگرداند و در تهران به چاپ رساند.)
با اشاره به نظریه ابراهیمی خلقت میپرسد:
اگر خداوند تنها با اراده و یک فرمان جهان را از هیچ خلق کرد،درنگ شش روزه او برای چه بود؟اگر خورشید را در روز چهارم(چهار شنبه) آفرید حساب 3 شبانه روز قبل آن چگونه صورت گرفت؟انجام کار با یک فرمان،فرمان دهنده را خسته نمیکند تا نیاز به یک روز استراحت داشته باشد.فرخ مردان بیان خلقت در شش روز و استراحت یک روز را درخور بزرگی خدای بی کران که دهندگی و آفرینش در ذات اوست نمیداند.
6 گاه انباری که در سال برگزار میشود،هر یک به مدت 5 روز گرفته میشود.گاه انبار ها با طبیعت و کشاورزی بستگی دارند.
در همه جشن های زرتشتی 3 عنصر:طبیعی،نجومی،تاریخی(ملی،اجتماعی و دینی)،حضور دارند.گفته شده است که آیین "گاه انبار" پیش از اشو زرتشت هم جشن گرفته میشده اند.
نخستین گاه انبار به نام میدیو زرم یا نیمه بهار، در ماه اردیبهشت هنگام برداشت خرمن و درو کردن غلاتی مانند گندم و جو بر پا میشود.
دومین گاه انبار به نام میدیو شهم یا نیمه تابستان در تیر ماه است کههنگام کاشت برنج و ارزن گرفته میشود.
سومین گاه انبار به نام پیتی شهم در ماه شهریور هنگام درو و برداشت محصول تابستانی و علوفه و علیق برای دامداری برگزار میشود. که هم اکنون در آن هستیم.
چهارمین گاهان بار به نام ایاثرم است در ماه مهر هنگام کاشت محصول زمستانی بر پا میشود.
پنجمین گاهان بار به نام میدیارم به چم زمستان،این جشن در ماه دی برگزار میشود و در حقیقت جشن استراحت کشاورزان است.
ششمین گاه انبار به نام همسپتمدم در پایان اسفند و در 5 روز گات هاست،هنگامی که هوا معتدل است و کشاورزان آماده برنامه ریزی کشاورزی سال پس از آن میشوند.این جشن به ویژه برای ستایش اهورامزدا از برکاتی که داده است و یاد آوری روان درگذشتگان برپا میشود.
عنصر دینی این جشن ها،خواندن جشن و نیایش است که موبدان انجام میدهند و باشندگان در جشن دست یکدیگر را میگیرند،همازور میشوند.زیرا:
پیروزی و کامیابی در یگانگی و "همازوری" است،به ویژه در گذشته،شکیبایی در برابر حوادث طبیعی،خشک سالی،سیل،زلزله،طوفان و مانند آن تنها با همازوری و پشتیبانی همدیگر شدنی بود(در باور زرتشتی سیل،زلزله،و...بلا نیستند) باشندگی(شرکت) در گاه انبار ها کنش(وظیفه) دینی برای همه بود،هزینه آن را همه به خاسته خود و هر کس به اندازه درآمد و تواناییش میداد ولی همه به یک اندازه در آن "هم بهره" میشدند.
عنصر اجتماعی این جشن ها در این بود که،همه زرتشتیان(ایرانیان) زن و مرد،پیرو جوان و کودک،فقیرو غنی،ارباب و رعیت،همه یکسان در آن شرکت میکردند،در یک جا گرد میامدند،لز یک سفره و یک غذا میخوردند و این امر باعثهمبستگی بیشتر اجتماعی میشد.
علاوه بر این،در پایان مراسم هرچه از خوردنی باقی مانده بود به خانه افراد بی نوا و نیازمند فرستاده میشد و این جزءی از "نیکو کاری و دهش" است که در دین زرتشتی ستوده و سفارش شده است.
افسوس و صد افسوس که امروزه اینگونه جشنها تنها در میان زرتشتیان این مرزو بوم جایگاهی دارد و برپا میشود.
نوشتار ها و نسک هایی که در نوشتن این جستار از آن بهره جسته ام:
سالنامه راستی انتشارات فروهر،کتاب فلسفه زرتشت از دکتر فرهنگ مهر و ....
|
+|نوشته شده در پنجشنبه 28 شهریور1387 ساعت 5:0 قبل از ظهر بدست رند پارسی.سورنا
|
چکامه عارف قزويني
عارف در حدود سال ۱۳۰۰ ه. ق در قزوین متولد شد. پدرش "ملاهادی وکیل" بود.
مدتی به اصرار پدر در پای منبر میرزا حسین واعظ، یکی از وعاظ قزوین، به نوحه خوانی پرداخت و عمامه میبست ولی پس از مرگ پدر عمامه را برداشت و ترک روضه خوانی کرد.
او تا اواخر عمر چکامه های میهنی سرود و کنسرت هایی برپا کرد.تصنیفهای او از دوران مشروطیت و جنگ جهانی اول تا امروز نیز برسرزبانها است.
در اواخر عمر به افسردگی دچار شدو در روز یک شنبه یکم بهمن ۱۳۱۲ خورشیدی در هنگام تبعید در همدان درگذشت.روانش شاد.
پيام آنکه در شانس کتاب است چراغ راه دينش آفتاب است
مهين دستور دربار خدايي شرف بخش نژاد آريايي
دو تا گرديده چرخ پير را پشت پي يورش به پيش نام زرتشت
ز هاتف بشنود هر کس پيامش چو عارف جان کند قربان نامش
شفق چون سر زند در بامدادش پي تعظيم خور شادم به يادش
چو من گردوست داري کشورخويش ستايش بايدت پيغمبر خويش
به ايمايي رو بيگانه جويي رها کن تا کي اين بي آبرويي
سده بيست مگر در بند آيي همان به،دين بهدينان گرايي
به چشم عقل آن دين را فروغ است که خود بينان کان ديو دروغ است
چو دين،کردارش و گفتار و پندار نکوشد بهتر از يک دين پندار
در آتشکده،دل بر تو باز است درآ،کاين خانه شور و گداز است
در اين آتش اگر ما، من گزيني گلستان چون خليل، ايران بيني
در اين کشور چو شداين شعله خاموش فتادي ديگ مليت از هم از جوش
تورا از آتش، اسباب نجات است در اين آتش نهان آب حيات است
چنان يکسر سراپاي مرا سوخت که بايد سوختن را از من آموخت
به دنيا بس همين يک افتخارم که يک ايراني والا تبارم
به خون ودل نيم،زين زيست شادم که زرتشتي بود خون و نژادم
در دل باز چون گوش تو و راه بود مسدود ، بايد قصه کوتاه
کنونت نيست چون گوش شنفتن مرا هم گفته ها بايد نهفتن
بسي اسرار در دل مانده مستور که بي ترديد بايستي برم گور
* * *
|
+|نوشته شده در سه شنبه 26 شهریور1387 ساعت 1:22 بعد از ظهر بدست رند پارسی.سورنا
|
نگاهی به گاه نامه ایران باستان
گاه شماري ايرانيان از دقيق ترين و علمي ترين گاه شمار هاست كه بر اساس نظم دقيق طبيعت برپا شده است . نظمي كه نياكان ما از هزاران سال قبل با آن آشنا بودند . همانطور كه ميدانيد بشر براي كشاورزي نياز به دانستن دقيق ايام سال دارد . و كمي تاخير يا تقدم در كاشت محصولات كشاورزي ميتوانست نتايج فاجعه باري به بار آورد . به همين دليل در سرزمينهايي كه تمدن به آنها قدم گذاشته بود استفاده از گاه شماری قمری جواب گوي نياز هاي پيشرفته نبود و لذا دانشمندان ايران باستان بر مبناي حركت دقيق خورشيد گاه شمارايرانيان را بنا نهادند .
پس از اسلام تقويم رسمي ايران به تقويم قمري تغيير يافت اما ايرانيان با وجود مخالفت و سخت گيري عباسيان ، همچنان آيين باستاني خود را بر مبناي تقويم خورشيدي خود حفظ ميكردند . در زمان حكومت خوارزمشاهيان احترام و قدرت فوق العاده خيام ، دانشمند رياضي دان و ستاره شناس معروف ( تنها شاعر رياضي دان تاريخ ) باعث شد او بتواند دست به اصلاح اين تقويم بزند که توضیح میدهیم.
ايرانيان سال خورشيدي نگاه ميداشتند.وسال را به ۱۲ ماه و هر ماه را به ۳۰ روز بخش ميکردند.
به اين ترتيب سال ۳۶۰ روز ميشد و آغاز سال بعد هر سال ۵ روز و ۵ ساعت و ۴۸ دقيقه و ۴۶ ثانيه زودتر انجام ميشد.براي رفع اين مشکل هخامنشيان هر ۶ سال يک ماه به سالشان مي افزودند(جوليوس،سزار روم در سال ۴۶ پيش از ميلاد پس از گشايش مصر با تقويم ۳۶۵ روزه آشنا شد و آن را اقتباس کرد و ماه هفتم آن را به نام خويش JULY خواند و اين تقويم را JULIAN CALENDER ميخوانند.)
اشکانيان هم همان گاهنامه ي هخامنشيان را دنبال ميکردند.
ساسانيان ۱۲ ماه و ۳۰ روز را حفظ کردند،براي هر روز نامي معين کردند و ۵ روز هم به آخر سال افزودند به نام ۵ بخش گاتها(سخنان اشو زرتشت).
به اين ترتيب سال ساساني ۳۶۵ روز شد و براي جبران ۵ ساعت و ۴۸ دقيقه،هر ۱۲۰ سال،يک ماه به آن مي افزودند.
در آغاز سده ي ششم ميلادي ساسانيان روش کبيسه را برگزيدند،يعني هر ۴ سال ۱ روز به ماه مي افزودند.و آن را به نام "اَوَرداد" به چم(معني) روز افزوده خداداد مي ناميدند.
۷ روز نخست ماه به نام اهورامزدا و امشاسپندان(۶ فروزه اهورايي دين زرتشت،بعدا مفصل صحبت ميشود.) يعني:
اورمزد(خلاصه شده ي اهورامزدا)
بهمن
ارديبهشت
شهريور
سپندارمزد
خرداد
امرداد
و ۲۳ روز ديگر به نام ايزذان است.
روز هاي نخست،هشتم،پانزدهم و بيست و سوم هر ماه به نام خداوند است.
در ايران پس از هجوم تازيان مسلمان از قرن هفتم،ايران مسلمان ماه قمري را به جاي ماه خورشيدي پذيرفت و نوروز جلو افتاد تا آنکه در سده ي هفدهم،حکيم خيام نيشابوري سال شمسي خورشيدي را محاسبه کرد و به نام سلطان جلال الدين،تاريخ جلالي ناميد و رايج شد.
نام هاي ۳۰ روز ماه :
۱.اورمزد /خداوند جان و خرد/
۲.بهمن /انيشه نيک/
۳.اُرديبهشت /راه راستي،دادگري/
۴.شهريور /توان برگزيده و سازنده/
۵.سپَندارمزد /مهر و آرايش افزاينده/
۶.خورداد /رسايي و خود شناسي/
۷.اَمرداد /بي مرگي و جاودانگي/
۸.دي به آذر /آفريدگار/
۹.آذر /آتش/
۱۰.آبان /آب ها/
۱۱.خير /خورشيد/
۱۲.ماه /ماه/
۱۳.تير /ستاره باران/
۱۴.گوش /گيتي/
۱۵.دي به مهر /آفريدگار/
۱۶.مهر /پيمان و دوستي/
۱۷.سروش /کارکرد به نداي وجدان،پيام آور راستي و دين/
۱۸.رَشَن /دادگري/
۱۹.فروردين /روان پاسدار،پيشرفت/
۲۰.وِرَهرام /پيروزي/
۲۱.رام /صلح و آشتي/
۲۲.باد /باد/
۲۳.دي به دين /آفريدگار/
۲۴.دين /وجدان و دين/
۲۵.اِرد /برکت و داده ي اَهورايي/
۲۶.اَشتاد /کار،داد،راستي/
۲۷.آسمان /آسمان/
۲۸.زامياد /زمين/
۲۹.مانترَه سپَند /سخن انديشه زا،نماز،گفتار نيک/
۳۰.اَنارام /نور درخشنده و روشنايي بي پايان/
نام ۱۲ ماه سال:
۱.فروردين /ماه فرَه وَشي ها(روان هاي پاسدار و پيشرفت دهنده)/
۲.ارديبهشت /ماه راستي ها و دادگري ها/
۳.خرداد /ماه خود شناسي هاو رسايي ها/
۴.تير /ماه برکت و فراواني/
۵.اَمُرداد /ماه بي مرگي ها/،(مُرداد که امروزه بکار ميرود به پرورده ي مرگ و نابودي است،بياييد از آن استفاده نکنيم.)/
۶.شهريور /ماه نيروي سازنده و برگزيده/
۷.مهر /ماه دوستي و پيمان/
۸.آبان /ماه آبها/
۹.آذر /ماه آتش و فروغ پاکي/
۱۰.دي /ماه دهش،دادار/
۱۱.بهمن /ماه خرد(منش نيک)/
۱۲.اسفند /ماه مهر و آرامش افزاينده/
نام ۵ روز آخر سال(که به نام ۵ بخش گات ها است):
اَهونَوَد نام نخستين بخش از سرود هاي اشو زرتشت
اشتَوَد " دومين " " "
سپنتمَد " سومين " " "
وُهوخشَترَ " چهارمين " " "
وهيشتواشت " پنجمين " " "
نام روز بهيزک (کبيسه) اورداد: روز افزوده خداداد
|
+|نوشته شده در یکشنبه 24 شهریور1387 ساعت 11:43 قبل از ظهر بدست رند پارسی.سورنا
|
خوشنوتره اهورَ مزدا
درود
امید وارم بتوانم در این وبلاگ جستار هایی ارزش مند در شناساندن جشن های ایران باستان و جستار هایی درباره آیین زرتشتی بگذارم.
باشد که اهورا مزدا یاریم دهد.
|
+|نوشته شده در یکشنبه 24 شهریور1387 ساعت 2:14 قبل از ظهر بدست رند پارسی.سورنا
|
واپسین نوشته ها
بایگانی تارنما